کاش هنوز بارون میومد، تو ا اس پ سیل راه میافتاد، تو تاکسی با کیف پول خالی مواجه میشدیم، خیس آب میرسیدیم سر کلاس، س بهم اون شلوار بنفشه رو میداد، میرفتیم سیب پپرونی میخوردیم، اگه پول داشتیم میرفتیم لونا لانژ و رزماری، یا وقتای بیپولی میرفتیم مهتاب تیک اوی میگرفتیم، یا اینقدر میرفتیم ماهور که بهمون کیک و لاته کادو میداد، میرفتیم سوپرمارکت به اندازه ی سه تا خانواده خرید میکردیم، هشت شب برا استراحت میرفتیم پارک که هوا بخوریم ولی بادیاسپلش و سیگار قایم میکردیم تو جیبمون، دوازده شب لباسامونو میگرفتیم تو دستمون و با تیشرت و پیژامه خودمونو می...
ادامه مطلب